چهارماهگی و سنت پیامبر
خوشگلای من روز به روز نازتر میشید واقعا خیلی دوستون دارم وقتی ازتون جدا میشم با دیدن عکسهاتون دوباره دلم تنگ میشه وقتی با مامانی تلفنی صحبت میکنم با شنیدن صدای گریه یا خندتون دلم واستون ضعف میکنه واقعا مثل فرشته ها می مونید .
روز 17 خرداد بنا بر سنت پیامبر اراد جون رو ختنه کردیم, مبارک باشه خاله جون 
(ببخشید خاله جون نتونستم کنارت باشم مهمون داشتم) روز اول با مسکن اروم بودی ولی دیگه بعدش هم کم کم خوب شدی این چند روز اندیا جون پیش مامان پرگل بود بابا رضا میگه همون اندیارو بیاریم بهتره چون ارومه و خوش خنده. مامان پرگل هم اینطوری میتونه به کارهای خودش برسه ولی با بودن اراد نه!
تولد چهارمین ماه
چند عکس از چهار ماهگی
ای جانم اراد دست خواهر کوچولوشو میخواد بخوره
عزیز دلمی قربون اون نگاه کردنتون برم که تازه دارید متوجه حضور هم میشید
قربونت برم ریزه میزه که انقد قشنگ شیشه رو خودت میگیری
دوررررررررررتون بگردم عسلهای من



چهارماهگی و سنت پیامبر 
